Monday, March 21, 2011

آق پویا در فرنگ - No.16 - نوروز هزار و سیصد و نود


آق پویا برای پایبند بودن به اصلوب سوم شخص نوشتن در این ستون، اینگونه نوشت :
می نویسم آبی شما بخوانید سرخ آبی.
منتظر موجش بودم که بیاید... برای همین دست به قلم نبردم. گفتم یا حسش می آید و یا بیخیال. امروز صبح اما ثابت کرد که کسی را چشم انتظار نمی گذارد.. آری موجش می آید. موجی که تورا انقدر بالا می برد تا همه ی این تل روزمرِّگی یا روز مَرگی که ساخته ای را یک جا با هم نگاه کنی. راجع به لحظه ای صحبت می کنم که یک آن احساس می کنی زیر پایت خالی شده و از دنیا دوری و هیچ کس جز تو نیست که... اگر بتوانی خودت را به آیینه برسانی، در آیینه بهتر می بینی.
تمام تلاشم در طول سال قبل این بود که این لحظه را با آسانی پشت سر بگذارم و خوشحالم که موفق بودم. این سالی که گذشت سال خوبی بود و به طرز مرموز و آرامی که در هیچ قابی جا نمی شود،  درد وجدان نگرفتم... رویاها را ولی باید بیشتر مراقبشان بود.
سال نو بر همه ی خوانندگان این وبلاگ مبارک.. به امید رونق بیشتر اینجا در این سال جدید..

- پویا !*
7sin

6 comments:

Nima said...

Happy new year to you as well!

sarah said...

sale noe toam mobarak pouya jan

بهروز said...

آق پویا ، سال نوت مبارک ، آرزو می کنم که همیشه سبک باشی و بیشتر مراقب رویاهات باشی .
امسال هم سال خوبی باشه برات ، با لبی خندون :D

Moji said...

آقا پویا در فرنگ کولاک میکند! سال نوت مبارک!

آنا said...

رویاهایمان را از زیر پا جمعشان کنیم بتکانیم
سال خوبی باشه برای تو برای همه

Pouya said...

خیلی ممنونم از همه دوستان خوب